
این چند وقته چقدر استوری و پست های مزخرف و حال بهم زن دیدم منچقدر حماقت چقدر ساده لوحی چقدر تعصب و چقدر دروغاز یسریاش واقعا ناراحت شدم و دلم گرفت اونایی که از دین و ایمانشون مایه گذاشته بودن آخه تا این حد...حیف دین و اعتقاد نیس خرج این چیزای چرت کنی!هر چقدر میخوام خودمو قانع کنم و بتونم درکشون کنم نمیتونم، اعتقاد تو ذهن من همه چیزه یه آدم تو ذهن من از دو قسمت تشکیل شده باور و عملهمون شناخت و رفتار تو روان شناسیباور من عاری از این چیزاست مبراست از هر چی کثافط دنیااینا چجوری باورشون رو بند یه آدم معمولی میکنن!و اما محرمخیلی بد بودم خیلیاونقدری بد بودم که دو روزه محشری برپاست در درونم محاکمه بلواست غوغاستیه دل میگه جلبک تو لیاقت نداری کار کنی خجالت بکش شرم کن بکش بیرون برو یه گوشه بشین زار بزن...
ادامه مطلب
اینجا ننویسم کجا بنویسم؟! دو هفته پیش واسه کارای دانشگاه ب تلگرام وصل شدم،یکی از دوستان لینک یه گروه رو فرستاد عضو شدم وااای وااای که چه گروهی بود من رو برد به دوران نوجوانیم آقا هر چی تصور از خودم داشتم رفت زیر سوال کانالش ...بود نفسم با دیدن عکسای ثابت و متحرکش بند اومده بود عرق کرده بودم و قلبم تندتر از همیشه میزد آره منم آره درست مثل یه بچه گربه 15 ساله ذل زده بودم به مانیتور و دانلود کلیپ پشت کلیپ انگار عقلم از کار افتاده بود فکر میکردم اینجور مسائل رو سالها پیش باخودم حل کردم! امان از این نفس وسوسه گر خلاصه ریدم بعدش خیلی پکر شده بودم اعصابم خورد بود...
ادامه مطلب