
اینجاحرفهارنگ بی قراریست. دو سه هفته پیش یکی از همکارای سابق ساعت ده یازده شب بهم زنگ زد با یه خط ناشناس من بلافاصله شناختمش گفت با یکی یجا بودن هرچی فیلم گفته دیده بوده اونم هرچی گفته این دیده یه چندتا فیلم خوب بگو بهش بگم منم گفتم باشه براش پیامک کردم چند روز بعدش کلت میزاره زیر گلوش و شلیک میکنه من امروز فهمیدم ماجرارو میگم نکنه اونشب میخواسته باهام حرف بزنه مدام هی این سوال رو از خودم میپرسم کاش کنارش بودم و باهاش حرف میزدم و از این کار منصرفش میکر...
ادامه مطلب
این چند وقته چقدر استوری و پست های مزخرف و حال بهم زن دیدم منچقدر حماقت چقدر ساده لوحی چقدر تعصب و چقدر دروغاز یسریاش واقعا ناراحت شدم و دلم گرفت اونایی که از دین و ایمانشون مایه گذاشته بودن آخه تا این حد...حیف دین و اعتقاد نیس خرج این چیزای چرت کنی!هر چقدر میخوام خودمو قانع کنم و بتونم درکشون کنم نمیتونم، اعتقاد تو ذهن من همه چیزه یه آدم تو ذهن من از دو قسمت تشکیل شده باور و عملهمون شناخت و رفتار تو روان شناسیباور من عاری از این چیزاست مبراست از هر چی کثافط دنیااینا چجوری باورشون رو بند یه آدم معمولی میکنن!و اما محرمخیلی بد بودم خیلیاونقدری بد بودم که دو روزه محشری برپاست در درونم محاکمه بلواست غوغاستیه دل میگه جلبک تو لیاقت نداری کار کنی خجالت بکش شرم کن بکش بیرون برو یه گوشه بشین زار بزن...
ادامه مطلب
یادمه بچه که بودم یوقتایی چند روز پشت سرهم بارون میومد اینقدری که دلمون واسه بازی تو کوچه تنگ میشد بارون واقعا قشنگه نمیدونم چرا اینقدر وحشیانه بارون رو دوس دارم بخوانید...
ادامه مطلب
ماه روضه های احیاگر آمد... ماه عذا آمد صاحب عزا نیامد... صاحب عزای این شبها کجایی؟ دلم برات تنگ شده زیر خروارها گناه گم شدم...
ادامه مطلب
فقط بخرید هیچوقت نفروشید که بدبخت میشید بازار ایران وحشی رو به بالاست و هیچوقت ثبات نداره از وقتی اومدم سمت ملک علنا ریدم تو بازارش خدایا به بقیه رحم کن من جهنم بخوانید...
ادامه مطلب
مهم تا آخر خط موندن همه اولش جوگیرن...
ادامه مطلب
واقعا تو مخیله ام نمیگنجه چجوری بعضیا میتونن از این و اون بگن و از تو نگن!!!...
ادامه مطلب
علت بسیاری از دلخوری ها انتظارات و توقع های ماست. وقتی از کسی توقعی نداشته باشی دیگر دلخوری هم پیش نمی آید....
ادامه مطلب
هوا توپ دل منم توپ همه چی توپ خدا جون از تو ممنونم واسه این همه توپ...
ادامه مطلب
اینجا ننویسم کجا بنویسم؟! دو هفته پیش واسه کارای دانشگاه ب تلگرام وصل شدم،یکی از دوستان لینک یه گروه رو فرستاد عضو شدم وااای وااای که چه گروهی بود من رو برد به دوران نوجوانیم آقا هر چی تصور از خودم داشتم رفت زیر سوال کانالش ...بود نفسم با دیدن عکسای ثابت و متحرکش بند اومده بود عرق کرده بودم و قلبم تندتر از همیشه میزد آره منم آره درست مثل یه بچه گربه 15 ساله ذل زده بودم به مانیتور و دانلود کلیپ پشت کلیپ انگار عقلم از کار افتاده بود فکر میکردم اینجور مسائل رو سالها پیش باخودم حل کردم! امان از این نفس وسوسه گر خلاصه ریدم بعدش خیلی پکر شده بودم اعصابم خورد بود...
ادامه مطلب
بعضی وقتها که خیلی خیلی خسته میشم و به خواب نیاز دارم باهام قهر میکنه و به یه حالت عجیب بی خوابی میرسم خسته ام و چشام سنگین ولی از خواب لعنتی خبری نیست...
ادامه مطلب
خدارو شکر داره تموم میشه این تابستون کابوس بار...
ادامه مطلب