گفتن خدا روزی آدمارو قبل از طلوع آفتاب پخش میکنه
من ۹۹% عمرم رو چشم بسته خوندم که خوابم نپره اصلا اگه بین اذان تا طلوع بیدار میموندم اعصابم بهم میریخت که تف خوابم هدر شد چقدر اخمخ بودم
شبا بیدار روزا خواب ای اخمخ
فرسنگ ها از نرمال بودن دور شدم تف
یه شبایی از خستگی سرشب خوابم میبره صبحش سرحالم اونروز دنیا قشنگ تره
اونی که من رو آفرید گفت شب را مایه آرامش و تسکین قرار دادم تف
چقدر از اونی که باید میبودم دور شدم تف
دیروز کاملا اتفاقی رفتیم قم و جمکران برنامه ریزی شده نبود چقد تو این سال های اخیر کم روزی شدم تف
از جمعه تا سه شنبه انقدر استرس داشتم نمیتونستم بخوابم واقعا واسه اونا که خیلی پولدارن و فکر و خیال نمیزاره بخوابن دلم میسوزه ب خدا راس میگم بی پولی عالمی داره باخیال راحت سرتو میزاری رو بالش میخوابی
دو سه روز همینجوری زود بیدار بشم از این برزخ و هپروت بیرون میام یه تصمیم درست و حسابی واسه ادامه زندگیم میگیرم سکوت اول صبح دلهره آور نیس ولی سکوت نصفه شبا با آدم حرف میزنه از تباهی و بطالت میگه از درموندگی و افت انرژی ولی صبح پراز امید و فکرای تازه است تفففف
دیر یا زود فرصت تمام خواهد شد
ناگهان بانگی برآمد خواجه مرد
برچسب:
نویسنده: کیارش حبیبی