من یک تنه پای علی ایستادم...جان شما و جان امام زمانتان...
یه نفر دو نفر نبودن که،هجوم علی بیت فاطمه بود،چهل نفر ریختن تو خونه و همه از رو در رد شدن،علی رو بی عبا و بی عمامه دست بسته بردن،فاطمه با اون حال خرابش بااون پهلوی شکسته و بازوی ورم کردش با اون چشم تار و صورت نیلی دنبال علی میدوید و میگفت اجازه نمیدم امام زمانم رو ببرید،عمر مادر ما کوتاهه،قبرش مخفیه،شبونه دفنش کردن افسوس که نزاشتن حق به حق دار برسه
برچسب:
نویسنده: کیارش حبیبی