
بی قراریاینجاحرفهارنگ بی قراریست.مسیر رو به زوالنیاز دارم برم یه جایی دور از هیاهو ساعتها روزها هفته ها فکر کنم به خودمبه کارامبه دنیامبه آیندمآمارگیر وبلاگ...
ادامه مطلب
اینجاحرفهارنگ بی قراریست. دو سه هفته پیش یکی از همکارای سابق ساعت ده یازده شب بهم زنگ زد با یه خط ناشناس من بلافاصله شناختمش گفت با یکی یجا بودن هرچی فیلم گفته دیده بوده اونم هرچی گفته این دیده یه چندتا فیلم خوب بگو بهش بگم منم گفتم باشه براش پیامک کردم چند روز بعدش کلت میزاره زیر گلوش و شلیک میکنه من امروز فهمیدم ماجرارو میگم نکنه اونشب میخواسته باهام حرف بزنه مدام هی این سوال رو از خودم میپرسم کاش کنارش بودم و باهاش حرف میزدم و از این کار منصرفش میکر...
ادامه مطلب
اینجاحرفهارنگ بی قراریست. همه چی خوبه یهو کاملا یهویی یه معاملات پرریسک بسیار پرسود پیشنهاد میدن جوری که لقمه بزرگتر از دهن آدم باشه ولی شدنیخواب و خوراک آدم رو میگیرن من از این آدمام که رو یه خط صاف بدون هیچ شکایتی میرمولی نمیزارن آدم یجا بشینه نون و ماستش رو بخوره نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم دی ۱۴۰۳ ساعت 23:5 توسط بی قرار | یه وبلاگ معمولی صرفا واسه ثبت حرفای...
ادامه مطلب
اینجاحرفهارنگ بی قراریست. انگار تو سرزمین عجایب زندگی می کنیممن همش فکر می کنم دارم خواب می بینمباورم نمیشه این حجم از بی ثباتی اقتصادی روخدا روزی میده خدا عزت میده خدا آبرو میده خدا رحیمه خدا کریمهخدا از رگ گردن به ما نزدیک ترهیکی از رفیقام تقریبا ده ماه پیش بهم گفت طلا بخر گرون میشه من تاحالا طلا نگرفتم واسه سرمایه گزاری میدونستم میره بالا ولی نگرفتم و تو همون ملک سرمایه گزاری کردم ملک همچنان خوابیده و طلا هرشب رو به افزایش اینارو گفتم که بگم عجیب نیست ...
ادامه مطلب
اینجاحرفهارنگ بی قراریست. ببین ما بی حس شدیم جنگ بشه نشه فرقی به حال ما نمیکنهبلایی که سر ما اومد جبران نمیشه از وقتی یادمه ترس جنگ با ما بوده ولی از جنگ بدتر اقتصاد مریض و دزدای سرگردنه هستن که نونشون تو تحریم و تورم و واسه دزدیدن بیت المال باهم مسابقه گذاشتن من دلم ظهور میخواد و بس. نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم خرداد ۱۴۰۴ ساعت 20:5 توسط بی قرار | یه وبلاگ معمولی...
ادامه مطلب
اینجاحرفهارنگ بی قراریست. بازم خونه شیعه ها رو ریختن تسلیت به شیعیان خدایا منجی موعود را برسان که تا نیاید گره از کار بشر وا نشود نوشته شده در جمعه بیست و سوم خرداد ۱۴۰۴ ساعت 7:32 توسط بی قرار | یه وبلاگ معمولی صرفا واسه ثبت حرفای معمولی ...
ادامه مطلب
اینجاحرفهارنگ بی قراریست. حاجی دیدن یسری جاها پتانسیل چند بار قطعی برق رو دارن بیصدا قطع میکنن برق و آب رو دمشون گرم کاش یه جا باشه ملت بیان ساعت های قطعی برق و آب رو اعلام کنند تا بقیه ی ایران هم مطلع بشنپایین ترین نقاط شهر تهران هم خیلی خیلی خیلی کم برق قطع میشه مثلا هفته ای یکبار یا نهایتا دوبار خسرو پرویز کصکش هم بین فقرا و ثروتمندان فرق قائل بود نوشته شده در دوشنبه بیستم مرداد ۱۴۰۴ ساعت 3:23 توسط بی قرار | ...
ادامه مطلب
این چند وقته چقدر استوری و پست های مزخرف و حال بهم زن دیدم منچقدر حماقت چقدر ساده لوحی چقدر تعصب و چقدر دروغاز یسریاش واقعا ناراحت شدم و دلم گرفت اونایی که از دین و ایمانشون مایه گذاشته بودن آخه تا این حد...حیف دین و اعتقاد نیس خرج این چیزای چرت کنی!هر چقدر میخوام خودمو قانع کنم و بتونم درکشون کنم نمیتونم، اعتقاد تو ذهن من همه چیزه یه آدم تو ذهن من از دو قسمت تشکیل شده باور و عملهمون شناخت و رفتار تو روان شناسیباور من عاری از این چیزاست مبراست از هر چی کثافط دنیااینا چجوری باورشون رو بند یه آدم معمولی میکنن!و اما محرمخیلی بد بودم خیلیاونقدری بد بودم که دو روزه محشری برپاست در درونم محاکمه بلواست غوغاستیه دل میگه جلبک تو لیاقت نداری کار کنی خجالت بکش شرم کن بکش بیرون برو یه گوشه بشین زار بزن...
ادامه مطلب
یادمه بچه که بودم یوقتایی چند روز پشت سرهم بارون میومد اینقدری که دلمون واسه بازی تو کوچه تنگ میشد بارون واقعا قشنگه نمیدونم چرا اینقدر وحشیانه بارون رو دوس دارم بخوانید...
ادامه مطلب
یهو میاد مثل سیل مثل سونامی...
ادامه مطلب
پارسال همین موقع ها بود یکی دوتا معامله کردم یهو بازار وحشی شد کشید بالا شرطی شدم اون ترس مونده تو جونم با اینکه بازار ظاهرا آروم و راکدی داریم ولی بازم میترسم خداکنه باز وحشی نشهپارسال از شدت استرس دو سه شب خواب راحت نداشتم ولی امسال برعکس قبل دوازده بیهوش میشم امشب که به جمع بندی رسیدم و گزینه هارو تقریبا به دوتا کاهش دادم خوابم نمیبره دکمه کنترل هیجاناتم خرابه بخوانید...
ادامه مطلب
اون شعر سهراب رو که میگه قایقی خواهم ساخت دور خواهم شد از این خاک غریب... خیلی دوس دارم...
ادامه مطلب
اگه اگه اگه بشه هرشب تا قبل از دوازده شب بخوابم نود درصد مشکلاتم حل میشه...
ادامه مطلب
ساعت دو خوابیدم پنج بیدار شدم تو جاده ی کوفتی ام به سمت قزوین کاش این موزیک لعنتی رو قطع میکردن...
ادامه مطلب
آمدن بعضی آدم ها با خودشان است ولی رفتن شان نه...
ادامه مطلب
نبودنت... ندیدنت... نداشتنت... کاش از اول هیچوقت نمیدیدمت....
ادامه مطلب
روم نمیشه تو چشمای وارث غدیر نگاه کنم چه برسه دستمو بزارم تو دستش و باهاش عهد ببندم ریدم تو این سبک زندگیم...
ادامه مطلب
ماه روضه های احیاگر آمد... ماه عذا آمد صاحب عزا نیامد... صاحب عزای این شبها کجایی؟ دلم برات تنگ شده زیر خروارها گناه گم شدم...
ادامه مطلب
لحظه ها میگذرن اما به سختی.باید برم فیلم یویو از تایوان رو ببینم.باید برم بیرون سیگار بکشم ممکن این آخرین بارون باشه.هیچوقت الکی احساس بازی نکنید که سخت مجازات میشید. بخوانید...
ادامه مطلب
یکی از مهمترین ایرادای سبک زندگیم فاصله گرفتن از طبیعت انسان بیدار موندن تا پاسی از شب و خوابیدن تا لنگ ظهرچند روزه شبها زود میخوابم چهار پنج صبح بیدارم انقدر حال میده سرحالم حس های خوب دارم بخوانید...
ادامه مطلب